در این طرح كه بخشی از آن به یك گروه اختصاصی واگذار شده است، همزمان املاك فلسطینیان برای ساخت شهرك های یهودی نشین در قدس شرقی خریداری می شود.
روزنامه
نیویورك تایمز از اقدام جدید و پنهانی رژیم صهیونیستی در ساخت بوستان هایی در
پیرامون شهر قدیم قدس شریف خبر داد و آن را به عنوان تقویت كننده ادعای این رژیم
بر این سرزمین ارزیابی كرد.
به
گزارش این روزنامه، اسرائیل در طرحی صد میلیون دلاری، قصد دارد پارك هایی را بیرون
از شهر قدیم قدس ایجاد كند كه می تواند ادعای اسرائیل را بر این سرزمین تقویت كند.
نیویورك
تایمز افزود: اسرائیل به طور پنهانی، طرح چند ساله و 100 میلیون دلاری را در برخی
مناطق مهم مذهبی و ملی در دست اجرا دارد كه درست در بیرون دیوارهای شهر قدیم قرار
دارد و به عنوان بخشی از تلاش ها برای تقویت جایگاه قدس به عنوان پایتخت اسرائیل
صورت می گیرد.
روزنامه
آمریكایی با بیان اینكه طرح جدید اسرائیل، با انتقاد بین المللی و عمومی همراه
نشده است،نوشت: در این طرح كه بخشی از آن به یك گروه اختصاصی واگذار شده است، همزمان
املاك فلسطینیان برای ساخت شهرك های یهودی نشین در قدس شرقی خریداری می شود.
با
این حال، برخی بخش های مرتبط با این طرح - از جمله تهدید به تخریب خانه های بدون
مجوز فلسطینی واقع در مناطق اجرای طرح- با محكومیت های گسترده همراه شده است.
در
بخشی از این طرح، گورستان های زباله و زمین های بایر، پاكسازی و به بوستان و باغ
های سرسبز تبیدل می شوند و امكان مشاهده این مناظر برای افرادی كه پای پیاده به
این منطقه بروند، وجود دارد.
در
این مناطق اسرائیل، تابلوهایی كه در آنها موارد مهمی از تاریخ یهود شرح داده شده،
نصب كرده است.
این
روزنامه همچنین با اشاره به اینكه بخش هایی از شهر قدس كه در آنها ساخت و ساز شده
است، در جریان جنگ 1967 به تصرف اسرائیل درآمد، افزود: ضمیمه
شدن این مناطق به اسرائیل، هرگز در خارج از منطقه به رسمیت شناخته نشد.
نیویورك
تایمز همچنین از كاوش هایی كه باستان شناسان از سوی رژیم صهیونیستی در این منطقه
انجام می دهند، خبر داد و نوشت: این باستان شناسان، اسناد و نشانه های مسلمی از
زندگی یهودیان در دوره باستان در این منطقه یافته اند. این در حالی است كه مقامات
و نهادهای فلسطینی، معتقدند این یافته ها، بخشی از تلاش برای مستقر دانستن تاریخ
صهیونیسم در این منطقه است.
مسئولان اسرائيلي به صاحبان بيش از 30 باب ساختمان مسکوني در دو محله "بيت حنينه" و "سلوان" در بيت المقدس اشغالي اخطار کردند منازل خود را ترک کنند، زيرا قرار است اين ساختمان ها که تاکنون بيش از 300 نفر از اهالي بيت المقدس را در خود جاي داده بودند تخريب شوند.
الجزيره گزارش داد : مسجد الاقصي در بيت المقدس اشغالي به محاصره دهها
کنيسه يهودي درآمده است.
این
شبکه به نقل از شيخ "رائد صلاح " رئيس
جنبش اسلامي داخل خط سبز (سرزمين هاي اشغالي 1948 موسوم به اسرائيل) از نقشه اسرائيل براي احداث يا بازسازي بيش از 60 کنيسه
يهوديان پرده برداشت که اين کنيسه ها مسجد شريف الاقصي را به محاصره خود درخواهند
آورد.
در
همين حال، مسئولان اسرائيلي به صاحبان بيش از 30 باب ساختمان مسکوني در دو محله
"بيت حنينه" و "سلوان" در بيت المقدس اشغالي اخطار کردند منازل
خود را ترک کنند، زيرا قرار است اين ساختمان ها که تاکنون بيش از 300 نفر از اهالي
بيت المقدس را در خود جاي داده بودند تخريب شوند.
خبرنگار
الجزيره در بيت المقدس طي گزارشي به نقشه هاي اسرائيل عليه مسجد الاقصي که با هدف
يهودي سازي بيت المقدس در جريان است اشاره کرد و گفت: بعد از گسترش شبکه تونل هاي
زير زميني که ستون هاي مسجد الاقصي را در معرض تهديد قرار داده است، خطر ديگري که
علاوه بر همه خطرات گذشته، مسجد الاقصي و مناطق اطراف آن را در بخش قديمي بيت
المقدس تهديد مي کند، فعاليت هاي گسترده اي براي احداث چندين کنيسه يهودي در داخل
محله هاي اسلامي اين شهر در جريان است.
بيش
از 60 کنيسه جديد در اطراف اين مسجد در حال احداث است يا بناي آنها پايان يافته
است . برخي از آنها در محل خانه هاي غصب شده اعراب احداث مي شود. تعدادي از کنيسه
ها هم در داخل مساجد و بناهاي وقفي اسلامي ساخته مي شود.
به
گزارش شبکه الجزيره ، فيلمي حاوي تصاوير محل کنيسه هاي جديد در يک کنفرانس
مطبوعاتي در بيت المقدس براي خبرنگاران پخش شد تا همگان نسبت به توطئه اسرائيل در
جهت تنگ تر کردن حلقه محاصره مسجد الاقصي هوشيار باشند.
شيخ
رائد صلاح در اين زمينه گفت: با غصب بخشي از اراضي مسجد الاقصي، اسرائيل تصميم
دارد کنيسه اي را بر روي آثار بر جاي مانده از مدرسه "تنکزي"
احداث کند. کنيسه ديگري هم در محله "الشرف" در دست احداث است و اسرائيلي
ها آن را "نور زندگي" ناميده اند و تصميم دارند ارتفاع اين کنيسه را
بالاتر از ارتفاع "قبه الصخره" قرار دهند.
وی
افزود: در فاصله دهها متري "رباط الکرد" کنيسه اي را به نام "خيمه
فرزندان صهيون" احداث کردند. در فاصله 60 متري "باب النادر، يکي از
درهاي مسجد الاقصي" نيز کنيسه اي بنا کرده و آن را "اتحاد جنگجويان
اورشليم" ناميده اند. در نزديکي همين کنيسه، کنيسه ديگري را هم به نام "آرزوي هسکائيل" ايجاد کرده اند. در
همين حال، کنيسه ديگري در نزديکي "باب العمود" با نام "خانه
فتنبورگ" احداث کردند. خانه فتنبورگ داراي مفهوم تاريخي معنا داري است، زيرا
در دهه 70 قرن ميلادي گذشته، اين مکان خانه مسکوني شارون بود و اکنون آن را به
کنيسه تبديل کرده اند.
شيخ
صلاح همچنين اعلام کرد اشغالگران اسرائيلي، شمعدان معبد يهودي را در نزديکي ديوار
ندبه قرار داده و براي وارد کردن آن با توسل به زور و سلاح به محوطه مسجد الاقصي
آماده مي شوند.
خبرنگار
الجزيره گزارش خود را چنين ادامه داد: خطر عيني ديگر عليه بيت المقدس، ادامه کوچ
دادن اهالي اين شهر است، زيرا اخطارهاي جديدي به صاحبان منازل مسکوني داده شده
است. بهانه هميشگي اسرائيل در دادن اخطار تخريب خانه ها مسکوني، نداشتن مجوز براي
احداث اين ساختمانهاست. با اخطار به 30 منزل مسکوني ديگر، تعداد منازلي که از
ابتداي سال 2000 ميلادي تا کنون در بيت المقدس، اخطار تخريب دريافت کرده اند به
بيش از 20 هزار واحد مسکوني رسيد. وجود ديوار حايل در قلب بيت المقدس اشغالي و
اعلام خبر احداث هزاران واحد مسکوني جديد براي يهوديان در شهرک معالي آدوميم که
بيت المقدس را به طور کامل از کرانه غربي جدا خواهد کرد، حلقه هاي ديگر زنجيره
يهودي سازي بيت المقدس و خالي کردن آن از هر گونه حضور اعراب است.
خبرنگار
الجزيره در پايان گفت: "همه اين اقدامات در چارچوب جنگ بيت المقدس انجام مي
شود، جنگي که هر اقدامي در جريان آن، براي اسرائيل مجاز است. اسرائيل
با اين اقدامات مي کوشد در بيت المقدس چيزي را براي فلسطيني ها باقي نگذارد که
بتوان درباره آينده آن گفت و گو کرد".
گفتي
است که شهر بيت المقدس در سال 2009 به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام معرفي شده
است
معاون رئيس كميته عمران
مسجدالاقصي درباره حفاري صهيونيستها در زير مسجدالاقصي هشدار داد و اعلام كرد،
اين مسجد با نخستين زمين لرزه طبيعي يا ساختگي فرو خواهد ريخت.
روزنامه الجزائري الشروق در
گزارشي درباره وضع كنوني بيتالمقدس در سايه حفاريهاي صهيونيستها در زير اين
مسجد نوشت: مهندس "رائف نجم " معاون رئيس كميته عمران مسجدالاقصي درباره
خطرات حفاريهاي اسرائيلي به شدت هشدار داد.
بنا بر اين گزارش، رائف نجم
تاكيد كرد كه خطرناكترين فعاليتهاي حفاري كه در زير مسجد انجام ميشود، حفارياي
است كه در جانب شرقي قدس در حال اجراست.
الشروق افزود: مسجدالاقصي كه
مجموعهاي از آثار ديني، تاريخي و ميراث عربي اسلامي است با نخستين زمين لرزه
طبيعي يا ساختگي فرو خواهد ريخت.
معاون رئيس كميته عمران
مسجدالاقصي با بيان اين هشدار، افزود كه روند حفاريها و اجراي آن از ابتداي قرن
21 شتاب بسياري به خود گرفته است.
اين مقام فلسطيني همچنين گفت
كه آغاز اين حفاريها از سال 1863 بوده و در سال 1967 نيز شدت بيشتري به خود گرفته
است ولي اين روند اكنون به مراحل خطرناكي رسيده است كه نميتوان درباره آن سكوت
كرد.
حفاريهاي قدس يكي از برنامههاي
اصلي صهيونيستها براي يهوديسازي قدس است، همچنانكه رژيم صهيونيستي براي اينكه
قدس را شهري يهودي اعلام كند در صدد است به هر نحو ممكن معبد حضرت سليمان (ع) را
در زير مسجد الاقصي بيابد حال آنكه در اين حفاريها هر چه آثار اسلامي يافت ميشود
از ديد ديگران مخفي نگاه داشته ميشود.
یکی از کارگروه های نظارت بر
اینترنت رژیم اسرائیل دامنه AlHomat.org متعلق به جمعیت حامیان مقاومت اسلامی را
از تملک و مدیریت مدیران این جمعیت خارج کرد.
پایگاه این جمعیت که طبق
گفته صفی الدین نماینده حزب الله لبنان در تهران، در نشستی در نمایشگاه رسانه های
دیجیتال، مسئولیت ارتباط مردمی و سازماندهی فعالیت های اجتماعی در حمایت از مقاومت
را دارد؛ با شدت گرفتن فعالیت های اینترنتی صهیونیست ها علیه مقاومت در اینترنت
مورد حملات شدید هکری و داس قرار گرفت؛ اما از آنجائیکه این حملات نتیجه نداد و
این پایگاه حتی برای ثانیه دچار اختلال نشد؛ در نهایت یکی از لابی های اسرائیل در
فعالیت های اینترنتی با استناد به گزارش یکی از کارگروه ها درباره گسترش فعالیت
این جمعیت به کشورهای مجاور اسرائیل، دامنه بین المللی این پایگاه از تملک مدیران
آن خارج شد.
در گزارش فوق با اشاره به
اعزام تعدادی از اعضای این جمعیت به سوریه و لبنان این گونه تحلیل شده بود که
جمعیت قصد فعالیت های خراب کارانه دارد؛ و در نامه ای که از طرف شرکت ثبت کننده
دامنه به مدیران سایت ارسال شده است علت مسدود کردن دامنه فعالیت تروریستی این
تشکل گزارش شده است. این حرکت در حالی است که فعالیت های این تشکل منحصر به فعالیت
رسانه ای، رصدی، تبلیغاتی و سازماندهی وبلاگ نویسان می شده است؛ و اعزام نیروهای
ذکر شده نیست در راستای فعالیت های عمومی بسیاری از تشکل های ایرانی است که برای آشنایی
با مقاومت و ایجاد ارتباط صمیمانه با کشورها دوست سفرهایی را به مناطق فوق ترتیب
می دهند.
این حرکت در حالی صورت می
گیرد که همزمان با حمله به سرور جمعیت الحماه، از زمان شروع جنگ غزه حمله به
سرورهای مجمع وبلاگ نویسان مسلمان نیز افزایش یافته بود، خصوصا که پایگاه هایی چون
اقصانا و بمب گوگلی غزه توسط این مجمع مدیریت می شدند؛ و بعضی سرورهای این تشکل در
حال حاضر نیز به دلیل شدت حملات یا تحریم ها در دسترس نیستند.
حمله و فشار به پایگاه های
تشکل های حامی مقاومت در اینترنت در حالی صورت می گیرد که دولت تلاشی در جهت حمایت
جدی و تامین سرورهای امن و پیشرفته در کشور برای آنها انجام نداده است.
يك
منبع آگاه مصري فاش كرد، پس از سخنراني اخير سيد حسن نصرالله، دبير كل حزب الله
لبنان و ترس مقامات مصري از بازتابهاي اين سخنراني در ميان افکار عمومي اين کشور
که گرايش شديدي به اين حزب پيدا کرده است، سرويسهاي امنيتي و اطلاعاتي مصر،
عربستان و رژيم صهيونيستي در طرحي مشترک تصميم به ترور دبيرکل حزبالله گرفتهاند.
به
گزارش شيعه آنلاين، اين منبع آگاه در ادامه افزود: پس از سخنراني اخير سيد حسن
نصرالله، مقامات مصري و صهيونيستي طي هماهنگيهاي انجام شده به اين نتيجه رسيدند
که تنها راه مقابله با گسترش نفوذ تفکر و انديشه مقاومت، ترور دبيرکل حزب الله است.
اين
منبع آگاه مصري در ادامه گفت: از همين رو، روز گذشته يك گروه 3 نفري از نيروهاي
ارشد امنيتي مصر به طور محرمانه به سرزمينهاي اشغالي سفر كرده و با مقامات ارشد
سازمان اطلاعات و امنيت صهيونيستي (موساد) ديدار و گفتوگو كردند. در اين ديدار
طرفين بر مقدمات اوليه طرح مشترك ترور سيد حسن نصرالله به توافق رسيدند.
در
اين طرح مشترک، قرار است شاهزاده بندر بن سلطان که روابط بسيار نزديکي با
دولتمردان آمريکايي و صهيونيستي دارد، نقش رابط بين مقامات عربستاني و رژيم
صهيونيستي را ايفا کند.
شايان
ذكر است، شهيد عماد مغنيه، فرمانده نظامي حزب الله لبنان نيز حدود يك سال و نيم
پيش در طرحي مشترك توسط نيروهاي موساد و نيروهاي امنيتي برخي كشورهاي عربي ترور شد.
گفتني
است، اين در حالي است كه صبح روز گذشته «اسرائيل كاتز» وزير حمل و نقل صهيونيستي
در دولت بنيامين نتانياهو، طي اظهاراتي وقيحانه اعلام كرد: سيد حسن نصرالله كه به جنگ با رژيم
«اسرائيل» اعتراف كرده، بايد كشته شود.
كاتزدر
گفتوگو با راديو ارتش صهيونيستي افزود: نصرالله كه اعتراف كرد، مستحق مردن است و
من اميدوارم مسئولان ذيربط در «اسرائيل» بفهمند كه بايد با وي (سيد حسن نصرالله)
چگونه برخورد كنند و او را به سمت سرنوشتي كه بايد نصيبش شود هدايت كنند.
اين
وزير صهيونيستي در ادامه گفت: اين يك كار جنگي به تمام معناست؛ از همين رو،
اسرائيل بايد هر چه سريعتر و بر اساس عرف حركت كند، زيرا حزب الله يك سازمان
تروريستي است. همچنين مصر بايد دخالت ايران در نوار غزه از طريق حماس و حزبالله
را به خوبي درك كند؛ زيرا اين مسأله خطري است براي نظام مصر.
تشبیه حزبالله والقاعده امری واقعا غریب است. القاعده با برنامه خود قصد دارد در تمامی کشورها و مناطق وارد جنگ شود ولی در مورد حزبالله این امر فرق دارد و من توضیح میدهم. حزبالله قصد ندارد با هیچ نظامی در جهان عرب یا در کل جهان وارد جنگ شود که البته اسراییل از این امر مجزا است و اختلاف ما با دولت آمریکا هم به خاطر سیاستهای آن است.
سید حسن نصرالله
دبیرکل حزبالله شامگاه جمعه طی سخنانی تلویزیونی گفت: اگر کمک به برادران محاصره
شده فلسطینی که توسط اسراییل کشته میشوند، جنایت است؛ من رسما به ارتکاب این
جنایت اعتراف میکنم و این را عملی در راستای نزدیک شدن به خدا میدانیم و این
تهمتی که به ما وارد شده باعث افتخار ماست. این اولین باری نیست که ما برای کمک به
ملت فلسطین تلاش میکنیم.
به
گزارش پرس.تی.وی، دبیرکل حزبالله در این سخنان تلویزیونی به اتهامات مصر علیه حزبالله
پاسخ داده و در بخش دیگر سخنانش در مورد انتخابات پارلمانی لبنان سخنانی را ایراد
کرد.
ترجمه
متن کامل اظهارات سید حسن نصرالله به شرح زیر است:
من
قصد داشتم در این روزها در مورد انتخابات و برنامه حزبالله برای انتخابات پارلمانی
سخن بگویم ولی آنچه ظرف چند روز گذشته در اتهامات مصر به حزبالله و شخص من اتفاق
افتاد به نظرم فراتر از آن است که با بیانیه بخواهیم به آن پاسخ دهیم و برای همین
من تصمیم گرفتم شخصا پاسخ این اتهامات را بدهم.
آنچه
گذشت: در تاریخ 19/11/2008 یعنی یک ماه قبل از شروع جنگ اسراییل علیه غزه، دولت
مصر یک شهروند لبنانی را دستگیر کرد. رسانهها گفتند که یک لبنانی و چند فلسطینی و مصری به اتهام
انتقال سلاح به غزه از مرز مصر دستگیر شدهاند. برخی رسانهها در آن زمان گفتند که
شهروند لبنانی مزبور وابسته به حزبالله است. ما به این امر و ادعا پاسخ ندادیم و
از طریق خانواده فرد بازداشت شده و تدابیر قانونی اقدام کردیم. یک ماه بعد دشمن صهیونیستی جنگی وحشیانه
را علیه غزه شروع کرد و موضعگیریهای مصر و حزبالله نیز برای همه مشخص بود؛ به
گونهای که حزبالله خواستار بازگشایی گذرگاه رفح و خاتمه محاصره مردم غزه بود.
وقتی مصر با این خواسته مخالفت کرد، ما تمام کسانی که غزه را محاصره کرده و درها و
گذرگاهها را بر روی آنها بستهاند محکوم کردیم.
پس
از آن با تلاش دستگاه اطلاعات مصر و دولت این کشور حملاتی علیه حزبالله و شخص من
سازماندهی شد و من متهم به مزدوری ایران شدم. ما این واکنش را درک کردیم و این
بهای طبیعی موضعگیری ما در قبال غزه بود. ما برای بیشتر از این نیز آماده بودیم.
آنچه قابل توجه بود اینکه حجم حملات رسانهای و تبلیغاتی مصر علیه حزبالله و حماس
و مقاومت که مخصوصا علیه حزبالله بسیار شدید بود، بسیار زیاده از حد بود. بیانیههایی
عجیب صادر شد و مثلا دویست عالم دین سنی، رییسجمهور مصر را مرتد خواندند ولی مصر
موضعگیری خاصی علیه این گونه بیانیهها نکرد و تنها به اظهارات و خواستههای حزبالله
پرداخت؛ زیرا تنها قصد داشت دوستی خود با آمریکا و اسراییل را ثابت کند.
پس
از خاتمه جنگ، شرایط اندکی آرام شد و فضا در برابر آشتی کشورهای عربی باز شد که ما
نیز از آن استقبال کردیم. تا اینکه دو روز قبل دادستان مصر طی بیانیهای مجموعهای
از اتهامات را متوجه حزبالله کرد. این اتهامات به شکل اساسی بدین گونه بود که
عبدالمجید محمود گفت بازجوییها بیانگر این است که شهروند لبنانی بازداشت شده قصد
داشت به تحرکاتی علیه استقرار و امنیت عمومی کشور زده و گروهی را آموزش نظامی بدهد
تا دست به عملیاتهای مختلفی بزنند. وی همچنین شهروند لبنانی را متهم به تلاش برای
گسترش تشیع در مصر کرده و افزود که دبیرکل حزبالله یک فرد بلندپایه را پس از
سخنرانی خود در روز عاشورا مامور تحرکاتی در مصر کرد که 49 نفر در این زمینه
فعال شدند و دستگاه قضایی موفق به کشف این پروژه شد )و البته طبیعی است که از حضور وکلا در
جلسات جلوگیری شد(.
در
بخش دوم قصد دارم توضیحاتی بدهم. طبیعی است که ما بسیار صادق هستیم و بسیار راحت
حرف خود را میزنیم. به همین دلیل میگویم که فرد بازداشت شده عضو حزبالله است و
ما از این امر خجالت نمیکشیم. ثانیا آنچه که او در مرز مصر و غزه انجام میداد
تلاشی لوجستیکی برای کمک به غزه بود و جالب اینکه رسانههای مصری و دادگستری این
کشور هیچ اشارهای به این امر نکردند. آنها بار اول گفتند که فرد بازداشت شده قصد
قاچاق سلاح به غزه را داشت ولی در بار دوم هیچ نکتهای در این خصوص بیان نشد در
حالیکه تنها چیزی که اتفاق افتاده بود همین بود. سوم اینکه تمامی اتهاماتی که در
بیانیه دادستان مصر ایراد شده، توهم و اتهامزنی بیمورد و بیاساس است.
خدشهدار
کردن چهره حزبالله به عنوان مقاومت عملی نیست چرا که ملت مصر احترام زیادی برای
مقاومت علیه اسراییل قائل است. با این حال هدف از این بیانیه و تحرکات جدید مصر
خدشهدار کردن چهره حزبالله در برابر مردم مصر و در درجه دوم خدمت کردن به آمریکا
و اسراییل در پروندهها و برنامههای این دو برای منطقه است.
چهارم
اینکه عدد افرادی که فرد لبنانی با آنها تعامل میکرد به ده نفر هم نمیرسید و من
نمیدانم چطور دادستان مصر از پنجاه نفر سخن میگوید.
پنجم،
صریح و واضح میگویم که اگر کمک به برادران محاصره شده فلسطینی که توسط اسراییل
کشته میشوند، جنایت است؛ من رسما به ارتکاب این جنایت اعتراف میکنم و این را
عملی در راستای نزدیک شدن به خدا میدانیم و این تهمتی که به ما وارد شده باعث
افتخار ماست. این اولین باری نیست که ما برای کمک به ملت فلسطین تلاش میکنیم. آن
کسی که باید متهم و محکوم شود، نظام مصر است چرا که هنوز غزه را در محاصره دارد در
حالیکه غزه امروز بیش از هر روز دیگری نیاز به کمک دارد و شرایط انسانی و اجتماعی
فاجعهباری دارد.
نظام
مصر باید محکوم شود چرا که روز و شب مشغول از بین بردن تونلهای فلسطینی به عنوان
تنها مجرای ارتباط غزه با جهان خارج است. اگر دقت کنید این تونلها فقط برای
انتقال سلاح نیست بلکه مواد غذایی و بهداشتی هم از این تونلها منتقل میشود ولی
نظام مصر در همکاری با اسراییل حتی این گذرگاه و راه ارتباطی باریک را نیز از بین میبرد
و با کمک تجهیزات پیشرفته آمریکایی در از بین بردن آنها میکوشد.
ما
منتظر بودیم که نتیجه تحولات بزرگ منطقه و فلسطین باعث شود تا رهبری مصر دولتهای
عربی را دعوت کند تا تدابیر لازم برای مقابله با این تغییرات به خصوص در سایه روی
کار آمدن دولت تندروی اسراییل بررسی کنند ولی متاسفانه دولت مصر هنوز سر جای اول
خود بوده و به استراتژی خود در قبال جنبشهای مقاومت از جمله حزبالله ادامه میدهد.
در
بازگشت به اتهامات باید بگویم دادستان مصر گناهی ندارد چرا که سازمان اطلاعات مصر
این بیانیه را به وی داد تا بخواند. بازداشت فرد لبنانی قبل از جنگ صورت گرفت،
گویی ما از زمان شروع جنگ اطلاع داشتیم و یک نفر را برای کنترل شرایط ارسال کرده بودیم.
من توصیه میکنم که مسئولان مصری مقداری فیلم و سریال ببینند تا با سناریو نویسی
بیشتر آشنا شوند.
موضعگیری
که ما در قبال جنگ علیه غزه داشتیم، یک موضعگیری سیاسی بود. ما حتی مانع ایجاد
مشکل در برابر سفارت مصر در بیروت شدیم.
اما
در مورد گسترش تفکر شیعی در مصر باید بگویم این ادعا بسیار عجیب است. حزبالله با علما و سازمانهای وابسته
به خود در لبنان قصد گسترش تفکر شیعی را ندارد حال چگونه یک جوان را به مصر
فرستادیم تا تفکر شیعی را در این کشور گسترش دهد؟!
ما
به این اتهامات عادت کردیم. حزبالله با تمامی دستاوردهای خود ظرف مدت گذشته اکنون
متهم است. شما دقت کنید که روزنامه واشنگتن پست و نه روزنامه تشرین سوریه یا
کیهان ایران چگونه از حزبالله و پیروزی در برابر اسراییل سخن گفته که دولت آمریکا
مشغول بررسی شیوه جنگی حزبالله برای استفاده خود است.
در
قبال این امر ما چه میتوانیم بگوییم؟ حزبالله شفاف بوده و فداکاریهای زیادی
انجام داده و احترام زیادی در جهان عرب دارد. حال اتهام گسترش تشیع دیگر ارزش پاسخگویی
ندارد.
باقی
اتهامات نیز بیاهمیت است. ما را متهم به مزدوری ایران کردند. ارتباط با ایران
برای ما افتخار است.
ما
در تمامی نظرسنجیهای بیطرفانه یا حتی مخالف دیدیم که مشخص شده محبوبیت چهرهها و
جنبشهای مقاومت روز به روز بیشتر میشود و حتی در خانه رهبران عربی این محبوبیت
زیاد شده است.
نکته
آخر تلاش مصر برای ایجاد چهرهای از حزبالله است که گویی مشغول تشکیل گروههایی
در کشورهای عربی برای از بین بردن نظامها و ایجاد اغتشاش و از بین بردن امنیت
کشورهای عربی است.
با
عذرخواهی از جریان القاعده باید بگویم تشبیه حزبالله و حماس امری واقعا غریب است.
القاعده با برنامه خود قصد دارد در تمامی کشورها و مناطق وارد جنگ شود ولی در مورد
حزبالله این امر فرق دارد و من توضیح میدهم. حزبالله قصد ندارد با هیچ نظامی در
جهان عرب یا در کل جهان وارد جنگ شود که البته اسراییل از این امر مجزا است و
اختلاف ما با دولت آمریکا هم به خاطر سیاستهای آن است.
ما
قصد ورود به هیچ تنش نظامی یا سیاسی یا اجتماعی با کشورهای عربی را نداریم. حتی در
زمینه رسانهای نیز ما تلاش داریم تا وارد تنش با کشورهای عربی نشویم. در مورد ملتهای
عرب باید بگویم که ما روابط دوستانه طبیعی با ملتها داریم و صریح هستیم. ممکن است
جنبشهایی در کشورهای عربی وجود داشته باشند که از ما بخواهند به آنها در مبارزه
با نظامهای عربی کمک کنیم ولی ما قادر نیستیم چرا که یک ماموریت بیشتر نداریم. ما
یک حزب لبنانی هستیم که برخلاف آنچه تبلیغ میشود بازوهای منطقهای و جهانی
نداریم. ما هیچ شعبهای در نقاط جهان نداریم. اعضا و رهبران این حزب لبنانی هستند
و آرمان اصلی که باعث ایجاد و تشکیل حزبالله و تمامی تحرکات آن شد، آزادی زمین و
حمایت از لبنان و جلوگیری از برنامههای اسراییل برای منطقه و ملتهای آن است.
نظام موجود در کشورهای عربی هر آنچه که باشد به ما ارتباطی ندارد.
حتی
در عراق پس از تشکیل دولت و مسائل پس از آن از ما خواستند موضعگیری کنیم ولی ما
گفتیم که به ما هیچ ارتباطی ندارد. ما از مقاومت عراق در برابر اشغالگران حمایت میکنیم
ولی امور سیاسی عراق واقعا به ما ارتباطی ندارد. ممکن است جنبشهای معارضه از این سخن
ناراحت شوند ولی ما واضح و آشکار صحبت میکنیم. آنها میگویند ما در جنگ تابستان
2006 از شما حمایت کردیم و اکنون که نیاز به حمایت شما در برابر نظام خود داریم
شما کاری نمیکنید. توضیح ما این بود که همکاری ما و شما در برابر دشمن مشترکی به
نام اسراییل بود و مسائل داخلی شما ارتباطی به ما ندارد. اگر ما بتوانیم نقش مثبتی
ایفا کنیم باعث خوشحالی ماست ولی وارد شدن به تنشها و دست زدن به تحرکات هدف ما
نیست؛ چرا که ما یک حزب صرفا لبنانی هستیم و بر اساس مبناهای فکری و شرعی و عقیدتی
خاصی فعالیت میکنیم.
اولویتها
و ایدههای ما خاص است و به تکلیف و وظیفه خود عمل میکنیم. به همین دلیل در
مواجهه با اسراییل و طرحهای آن، کمک به برادران فلسطینی تکلیف شرعی ماست کما
اینکه وظیفه دیگر ملتها و کشورها نیز هست.
در
این زمینه همچنین باید بگویم چند هفته قبل روزنامه الحیات از رییسجمهور یمن پرسید
که آیا گروه الحوثی مورد حمایت حزبالله است و رییسجمهور پاسخ داد این کمک مستقیم
نیست، بلکه از طریق اعضای وابسته به حزبالله انجام میگیرد.
در
هر حال او حزبالله و رهبری آن را مستقیما متهم نکرد. اگر او اطلاع خاصی از این
امر دارد ما میتوانیم نمایندهای را به سفارت یمن بفرستیم تا از موضوع آگاه شود؛
ولی ما به عنوان یک حزب لبنانی هیچ اطلاعی از اختلافات دولت یمن با الحوثی و گروه
وی نداریم و این موضوع ارتباطی نیز به ما ندارد. من میدانم که حزبالله با نظم و
ترتیب است و گمان نمیکنم که اعضایی از حزبالله در یمن مشغول فعالیت باشند.
برخی
کشورهای خلیج فارس از جمله بحرین نیز گفتند که برخی گروههای مخالف دولت در لبنان توسط
حزبالله آموزش دیده میشوند تا دست به تحرکاتی بزنند. این اظهارات رسمی نبود و
رسانهها به این پرداختند ولی من توضیح میدهم که هیچ فرد معارض بحرینی هرگز و
هرگز از حزبالله آموزش نظامی نگرفته و چنین درخواستی نیز هرگز ارائه نشده و اگر
هم ارائه شده بود ما قطعا با اجابت آن مخالفت میکردیم.
در
هر حال من میخواهم بگویم که بر ما چیزی بیش از توان ما تحمیل نکنید. ما حزبی
لبنانی با استراتژی مشخص هستیم و هر چه انجام دهیم را با شجاعت میپذیریم و
پیامدهای آن را نیز بر عهده میگیریم و با شفافیت کامل عمل میکنیم.
با
استفاده از این حادثه من میگویم هر آنچه در رسانهها توسط سازمانهای اطلاعاتی
منتشر میشود اشتباه است و ما هرگز قصد ورود به تنش با دیگران را نداریم و چارچوب
فکری و عقیدتی و فقهی و جهادی ما نیز مشخص است. ما در سختترین روزهای جنگ تابستان
2006 که زیر شدیدترین حملات هوایی قرار داشتیم من علنا گفتم که ما از دولتمردان عرب
هیچ چیز نمیخواهیم جز اینکه دست از سر ما بردارند. ما نه نیاز به حمایت مالی و نه
حمایت سیاسی و نظامی دولتهای عربی نداریم و فقط میخواهیم که به ما اتهامات بیاساس
نزنند. این در مورد حزبالله است ولی در مورد فلسطین ما از این دولتها انتظار
داشته و میخواهیم که به آنها کمک کنند تا فلسطینیان قادر به زندگی شوند.
امروز
فردی مثل لیبرمن ظاهر شده و به صراحت با همه چیز مخالفت میکند. اسراییل دست به رزمایشهایی
میزند و ما نمیدانیم برای منطقه و کشورهای آن چه برنامهای دارد. ما به خاطر
ترکیب دولت جدید اسراییل در مرحله حساس و خطرناکی قرار داریم و باید متوجه مسئولیتهای
خود باشیم. به جای اینکه جنبشهای مقاومت را مورد حمایت قرار دهیم نباید به آنها
حمله کنیم.
در
پایان این موضوع میگویم ما خواستار ورود به تنش با دولت مصر نیستیم و فقط با این کشور
در موضعگیری آن در قبال غزه مخالف هستیم. توصیه میکنم که این موضوع با عقلانیت و
آرامش حل و فصل شود چرا که هرگونه تنش در هر نقطهای از کشورهای اسلامی و عربی و
بین برادران مسلمان به سود اسراییل است.
دو
موضوع نیز در مورد لبنان قصد دارد بگویم. اول مجلس نمایندگان. من دفعه قبل گفتم که
انتخابات پارلمانی آتی بسیار مهم است زیرا وظایف مهمی دارد. برخی در لبنان که آنها
اهل فتنه میخوانم تلاش کردند تا از سخنان من استفاده کرده و بر آن توطئهای سیاسی
در زمینه اختلاف میان حزبالله و میشل سلیمان رییسجمهور لبنان بنا کنند. آنها
گفتند اگر حزبالله اکثریت مجلس را بر عهده بگیرد، سلیمان را از کار برکنار کرده
تا میشل عون به ریاست جمهوری برسد.
برخی
واقعا قصد ندارند لبنان روی آرامش را ببیند و همواره دنبال فتنهافکنی و توطئه
هستند. شرایط منطقهای اکنون به سود آنها نیست و دچار تنش شدهاند. من در سخنرانی
قبلی خود به صراحت گفتم انتخابات آتی بسیار مهم است. در انتخابات فرض بر این است
که به شکل دموکراتیک انتخاب شده و دولت جدیدی را تشکیل دهد که زندگی سیاسی جدیدی
را ایجاد کند.
من
در شرح وظایف مهم مجلس گفتم که مجلس رییسجمهور و نخستوزیر را انتخاب کرده و نقش
اصلی را در تعیین بودجه و قراردادها و غیره دارد.
هر
کسی که عربی بلد است به راحتی میفهمد که این متن هیچ اشارهای به این امر ندارد
که مجلس جدید (در صورت پیروزی ما) قصد تغییر رییسجمهور را دارد.
ما
در کمال راحتی و با باور خود، میشل سلیمان را انتخاب کردیم و حتی اعضای فراکسیون
میشل عون نیز به میشل سلیمان به عنوان رییسجمهور توافقی رای دادند. حتی یک لحظه
هم ما به تغییر میشل سلیمان فکر نکردیم و روابط بسیار خوبی نیز با ایشان از زمان
فرماندهی ارتش داریم که برخی روزنامهنگاران و سیاستمداران خبیث قادر به تخریب آن
نیستند.
نکته
آخر اینکه برخی رسانهها و سیاستمداران سعی کردند بگویند نامزدی دو نفر از اعضای
جنبش امل در بیروت در مقابله با حزبالله بود. من میگویم که این نامزدی در
هماهنگی با حزبالله بود و ما توافق کردیم که امل دو نفر را از دایره دوم بیروت نامزد
انتخابات کند.
بین
حزبالله و جنبش امل هیچ اختلافی حتی جزئی در مورد انتخابات و همپیمانیها وجود
ندارد. بین حزبالله و جریان آزاد ملی نیز اختلافی وجود ندارد.
در
تشکیل کمیتههای انتخاباتی ممکن است بحثهایی در برخی مناطق داشته باشیم که البته
هیچ ارتباطی به اختلاف یا تنش ندارد و با آرامش و حس مسئولیت میان اعضای اپوزیسیون
حل و فصل میشود. به هر حال این انتخابات است و برخی تلاش دارند چهرهای نامناسب
از برخی گروهها نشان دهند.
ما
در حال تعامل و همکاری با همپیمانان خود هستیم و سعی داریم چند اختلاف جزئی را
نیز برطرف کنیم تا انتخاباتی پاک و دموکراتیک برگزار شده تا اکثریت پارلمانی جدیدی
ایجاد شود.
درپی
افزایش ترس سران محافظه کار عرب از پیشرفت فزاینده مقاومت و به ویژه حزب الله، فاش
شد که نامه اخیر رئیس جمهور مصر به پادشاه عربستان پیرامون حزب الله بوده است.
به
گزارش مهر به نقل از روزنامه القبس، منابع آگاه مصری با اشاره به سفر اخیر
"عمر سلیمان" رئیس دستگاه اطلاعات و امنیت مصر به ریاض فاش کردند که
نامه ای که عمر سلیمان از سوی حسنی مبارک به عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان
تقدیم کرد، درباره حزب الله بوده است.
این
درحالی است که بعد از سفر سلیمان به ریاض شدت حملات ظالمانه مصر علیه حزب الله
بیشتر شده است.
در
این راستا نیروهای امنیتی در ادامه موج دستگیری ها و اتهامات علیه حزب الله،
روزگذشته 3 تن را در شهر و 2 تن دیگر را در شهر "الشیخ زوید" در نزدیکی
منطقه مرزی رفح و نوارغزه به اتهام همکاری با حزب الله دستگیر کردند.
خاطر
نشان می شود که دادستان کل مصر در همسویی با سیاستهای خصمانه حکومت این کشور بر ضد
مقاومت لبنان، اتهامات بی اساسی را بر ضد رهبران این جنبش مطرح کرد.
حکومت
مصر پس از آنکه، نشست اخیر سران عرب در دوحه سبب تشدید انزوای این کشور از زمان
جنگ بیست و دو روزه رژیم صهیونیستی بر ضد نوار غزه به سبب همسویی با این رژیم شد،
با طرح اتهامات خصمانه بر ضد جنبش مقاومت حزب الله لبنان سیاست فرار رو به جلو را
در پیش گرفته است.
اتهامات
مصر به شکل حکم صادره از دادستان کل مصر صورت گرفته است که حزب الله را به برنامه
ریزی برای انجام آنچه عملیات خصمانه در داخل کشور توصیف کرده و آموزش عناصر انجام
این عملیات متهم کرده است.
در
واکنش به این اتهامات سید حسن نصرالله در سخنرانی دو شب گذشته خود اعلام کرد : با تلاش
دستگاه اطلاعات مصر و دولت این کشور حملاتی علیه حزب الله و شخص من سازماندهی شد و
من متهم به مزدوری ایران شدم. ما این واکنش را درک کردیم و این بهای طبیعی موضع
گیری ما در قبال غزه بود. ما برای بیشتر از این آماده بودیم. آنچه قابل توجه بود
اینکه حجم حملات رسانه ای و تبلیغاتی مصر علیه حزب الله و حماس و مقاومت که مخصوصا
علیه حزب الله بسیار شدید بود، بسیار زیاده از حد بود.
درعین
حال سلیم الحص نخست وزیر اسبق لبنان، جنبش اخوان المسلمین مصر با رد اتهامات مصر
علیه حزب الله آن را بی اساس و ظالمانه خواندند.
اسراييل به شکل قابل توجهي از بحران مالي جهاني ضربه ديده تا آن جا که يووال شتاينس وزير دارايي اسراييل اعلام کرد که اقتصاد اسراييل در حالت فوقالعاده به سر ميبرد و نياز به اتخاذ تدابير فوري است.
روزنامه اسراييلي معاريو نوشت: «محاسبه و برآورد زياني که اقتصاد اسراييل از بحران مالي جهاني ديده است در شرايط کنوني دشوار است؛ اما زياني که قشر ثروتمند ديدند به اين ترتيب است که 500 ميليونر اسراييلي 40 درصد از داراييهاي خود را از دست دادند، در حالي که حجم ثروت آنان در سال گذشته 84 ميليارد دلار بوده؛ اما در سال جاري به 52 ميليارد دلار کاهش يافته است.
اين براي نخستين بار در تاريخ اسراييل است که ثروتمندان به اين شکل و حجم لطمه مالي ميبينند؛ زيرا بحران تکنولوژي در سال 2000 و کساد اقتصادي در سال 1994 با بحران مالي سال 2008 قابل مقايسه نيست. در ميان ثروتمندان اسراييلي خانواده عوفر بيش از بقيه زيان ديده است؛ زيرا ارزش املاک آنان تقريبا چهار ميليارد دلار کاهش يافته و بدين ترتيب اين خانواده چهار ميليارد و 250 ميليون دلار از ثروت خود را از دست داده است.
اين خانواده که در زمينه حمل و نقل دريايي و تفريح دريايي و زمينههاي مختلفي به تجارت مشغول است، توانست در فعاليتهاي خود در سرزمينهاي اشغالي و آمريکا به سرعت رشد کند؛ اما به موازات آن به سرعت نيز حجم هنگفتي از سرمايه خود را در زمان اندکي از دست داد.
همچنين خانواده ليو ليوايف از خانوادههاي ثروتمند نيز نزديک به سه ميليارد دلار از سرمايه خود را از دست داده است؛ در حالي که خانواده اليعزر فيشمان و ارکادي گايدماک نيز 80 در صد از ارزش املاکشان کاسته شده است.
در همين حال خانواده ويرتهايمر از ثروتمندترين خانوادههاي اسراييلي بيشترين نقدينگي را در دست دارند. آنان در سال گذشته 80 در صد از سهم خود از شرکت يشکار را به سرمايهدار معروف آمريکاي به مبلغ چهار ميليارد دلار به شکل نقد فروختند و 850 ميليون آن را به عنوان ماليات به دولت اسراييل پرداختند و براي آنان بيش از سه ميليارد دلار باقي ماند.
پس از خانواده عوفر، خانواده ليو ليوايف دومين خانوادهاي است که بيشترين زيان مالي را ديده است؛ به طوري که سرمايه آنها در سال گذشته چهار و نيم ميليارد دلار بود؛ اما سال جاري تنها مالک يک ميليارد و 100 ميليون دلار هستند. خانواده ليو ليوايف داراي مجموعه شرکتهايي در آفريقا و روسيه بوده و رابطه خوبي با مسئولان روسي دارند.
خانواده سوم ثروتمندي که بيشترين ثروت خود را از دست داد، خانواده بني شتاينس است که دو ميليارد و 250 ميليون دلار از سرمايه خود را از دست داده و خانواده بعدي خانواده ساري اريسون است که 235 ميليون دلار از دست داد.
فرماندهان ارتش آمريکا، تاکتيکهاي جنگي حزبالله لبنان در جنگ سيوسه روزه اين کشور با رژيم صهيونيستي را مطالعه و تحليل ميکنند.
به گزارش «ديلي استار»، شکست ارتش مجهز رژيم صهيونيستي در حمله سال 2006 خود به لبنان که براي نابود کردن کامل حزبالله صورت گرفته بود، حيرت فرماندهان نظامي آمريکا را برانگيخته است.
همچنين بنا بر گزارشي که در روزنامه «واشنگتن پست» منتشر شده است، فرماندهان نظامي آمريکا، با مطالعه تاکتيکهاي جنگي حزبالله، به اين نتيجه رسيدهاند که شيوه جنگيدن آنها از مبارزه محدود با سربازان اسرائيلي، به درگيريهاي همهجانبه به شيوه جنگهاي متعارف تغيير پيدا کرده است.
«واشنگتن پست» همچنين گزارش داده است که تاکنون تيمهاي متعددي از کارشناسان نظامي آمريکا به اسرائيل سفر کردهاند تا با انجام مصاحبههاي تخصصي با افسران اسرائيلي، اطلاعاتي را درباره تاکتيکهاي جنگي حزبالله جمعآوري کنند.
اين گزارش ميافزايد:
آمريکاييها، ميليونها دلار را هزينه شبيهسازي بازيها و سناريوهاي جنگي مشابه
جنگ 33روزه کردهاند تا
سربازان خود را براي رويارويي با چنين تاکتيکهايي
آماده کنند.
«فرانک هافمن»، رئيس آزمايشگاه نظامي آمريکا
ميگويد: ما در دو سال گذشته، پنج بازي طراحي کرديم که در همه آنها، تأکيدمان بر
شيوههاي جنگي حزبالله بوده است.
اين گزارش همچنين فاش ميکند که آمريکا به اين فکر است تا بتواند در رويارويي با حزبالله، در کمترين زمان نيروهاي آن را از ميان ببرد، بدون اينکه تعداد زيادي از سربازان آمريکايي در آن کشته شوند.
انجمن یهودیان فرانسه با انتشار اسنادی پرده از نقش فرانسه در انتقال
یهودیان به فلسطین اشغالی ویهودی سازی این منطقه برداشت.
انجمن
یهودیان فرانسه با برگزاری نمایشگاه عکس وانتشار نوارهای تصویری نحوه تشکیل نحوه زمینه سازی برای انتقال یهودیان
را به فلسطین بعد از پایان جنگ جهانی دوم تشریح کرد.
در
تشریح عملکرد ونقش فرانسه در شکل گیری فاجعه اشغال فلسطین این انجمن می گوید :
بعد از
پایان جنگ جهانی دوم انگلیس ، اتریش وایتالیا اقدام به تاسیس اردوگاه هایی کرد ،
کشورهای انگلیس وآمریکا نیز این اردوگاه ها را تجهیز وآماده سازی کرد.
در این
اردوگاه ها حدود یک میلیون آواره اسکان داده شدند که در میان آنها 250 هزار یهودی
به چشم می خورد ، از میان این دسته از افراد بود کار انتقال سری هفتاد هزار یهودی
به فلسطین صورت گرفت.
جنبش
صهیونیسم هم در این دوره بر دامنه فعالیت
خود چه در بعد سیاسی وچه در جمع آوری کمک های مالی
افزود، همین کمک های مالی بود که سنگ بنای فعالیت های محرمانه انتقال یهودیانبه
فلسطین اشغالی را فراهم کرد.
در این
گیر ودار یهودیان فرانسه کمترین آسیب را در جنگ جهانی دوم نسبت به دیگر کشورهای
اروپایی متحمل شدند ، این مسئله باعث شد که آنها چندان رغبتی به مهاجرت از فرانسه
از خود نشان ندهند، اما با این وجود آنها در بالاترین شرایط همبستگی با یدگر
یهودیانی که به فلسطین مهاجرت می کردند قرار داشتند.
تعدادی از
سازمان های های صهیونیستی از جمله انجمن جهانی اسرائیلی وشورای صهیونیست تبلیغات
گسترده ای را برای ترویج مهاجرت به فلسطین اشغالی انجام دادند.
این
البته سوای عملیات محرمانه سازمان های مختلف صهیونیستی بود که از طرق مختلف
یهودیان را وادار به مهاجرت می کرد.
سازمان تروریستی
هاگانا هم از سال 1945 کار انتقال مهاجران یهودی را از اقصا نقاط جهان به سوی
فلسطین اشغالی آغاز کرد ، ایستگاه مهاجران معمولا بندر مارسی بود واز آنجا با
استفاده از کشتی های استیجاری به فلسطین منتقل می شدند .
به دلیل
مشکلاتی که بین یهودیان وانگلیسی ها پیش آمده بود صاحبان کشتی ها حاضر به اجاره آن
به صهیونیستها نشدند ، زیرا بیم آن داشتند این مشکلات منجر به غرق شدن کشتی هایشان
شود ، اینجا بود که آژانس بین المللی یهود اقدام به خرید کشتی از آمریکا کرد ، این کشتی ها در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار
گرفته بود وآمریکا بعد از اتمام جنگ آنرا به صهیونیستها واگذار کرد.
اکثریت این
کشتی ها برای انتقال کالا یا سلاح ساخته شده بود وکاربری
انتقال مسافر را نداشت ، بااین وجود اقدام به انتقال مهاجران به بنادر نهاریا ، تل
آویو وچند بندر دیگر در فلسطین
اشغالی می کردند.
آژانس
بین المللی یهود هم تمامی تلاش خود را به کار می بست تا به سرعت مهاجران منتقل شده
به فلسطین اشغالی را در مناطق مختلف فلسطین پراکنده کند تا نتوان رد آنها
را به آسانی گرفت همچنین برای آنها اوراق شناسایی جعلی تهیه می کرد.
نقش فرانسه
فرانسوی ها نقش عمده ای را در
این توطئه ایفا کردند ، به نحوی که می توان گفت بدون حضور ونقش آفرینی فرانسویان
امکان انتقال این حجم گسترده از مهاجران به فلسطین اشغالی در آن دوره زمانی وجود
نداشت.
در واقع
این مهاجرت از طریق خاک فرانسه انجام می شد وبندر مارسی اصلی ترین محل توقف ، تجمع
وانتقال مهاجران صهیونیست بود.
در این
برهه زمانی موضع فرانسه کاملا متناقض بود آنها از یک سو مخالفت خود را با شکل گیری
رژیم صهیونیستی اعلام رکدند اما از سوی دیگر به شکل گسترده ای از موج مهاجرت به
سوی فلسطین اشغالی حمایت کردند.
اولین
کسی که از این دوگانگی پرده برداشت دیوید بن گورویون اولین نخست وزیر رژیم
صهیونیستی بود ، او در مه 1945گفت : " بسیار مهم است که ما فرنسه را نیز به
صف صهیونیسم ملحق کنیم ، حال چه در بعد دولتی آن باشد یا افکار عمومی فرانسه فرقی
نمی کند".
بن
گوریون در آن زمان رئیس آژانس بین المللی یهود بود و مسئول سازمان "
یاشوف" که وظیفه اسکان صهیونیستها را در فلسطین داشت، بود. در آن دوره مهاجرت صهیونیستها به فلسطین در راس اولویت های
جنبش صهیونیسم قرار داشت.
در این
چارچوب هدف اصلی کسب همراهی وهمسویی جناح راست وچپ فرانسه برای تحقق این مهم بود.
برای دوگولی
ها صهیونیستها از برگ برنده مدیون بودن آنها به سازمان های صهیونیستی در زمان جنگ
جهانی دوم سود بردند بخصوص که این سازمان ها اولین طرف هایی بودند که جنبش فرانسه
آزاد را به رهبری شارل دوگل را به رسمیت شناختند.
حمایت
صهیونیستها از دوگلی ها طی جنگ جهانی دوم ادامه یافت وروابط جنبش دوگولی با
صهیونیسم گسترش یافت "آلبر کوهن" نویسنده صهیونیست که در لندن در نزدیکی
دگولی های تبعیدی زندگی می کرد نقش عمده ای در گسترش این روابط ایفا کرد.
با این
حال بیشترین روابط را " مارک گاربلوم" رهبر جنبش صهیونیسم فرانسه با
دوگلی ها برقرار کرد ، او به همین دلیل به نزدیک ترین افراد نزدیک به شخصیت های
محوری فرانسه تبدیل شد .
در کنار
فعالیت و فشار در بعد سیاسی ، سازمان فرانسوی فلسطین عبری که در سال 1946 تاسیس شد تلاش کرد تا جوی از
همبتسگی را درمیان افکار عمومی فرانسه با یهودی سازی فلسطین به وجود آورد.
در این
چارچوب این سازمان موفق شد تعدادزیادی ازاندیشمندان فرانسوی را از تمامی طیف ها با
خود همراه کند .
از میان
این افراد می توان به نویسندگانی همچون پل سارتر ،
سیمون دو بووار وریمون آرون همچنین پیر مندس فرانس روزنامه نگار فرانسوی اشاره کرد.
این نوع
روابط فعالیت سازمان های صهیونیست را به شدت تسهیل کرد ، بهنحوی که دولت فرانسه بر
فعالیت انتقال یهودیان که از طریق خاک
این کشور انجام می شد به دیده اغماض نگاه کرد ، واز سوی دیگر اجازه داد تا
صهیونیستها اقدام به خرید سلاح کرده واز خاک فرانسه بعنوان محل ترانزیت این آن به فلسطین استفاده کنند.
در این
میان نباید فراموش کردکه برخی از جوانان صهیونیستی در پایگاه های که دولت فرانسه
اختصاص داده بود آموزش نظامی می دیدند.
در سال
1946 سازمان هاگانا یک کشتی را که هدیه تعدادی از صهیونیستها آمریکایی بود از
ایالات متحده خریداری کرد ، این کشتی روز 12 ژوئن به بند مارسی رسید .
علاوه
بر آن 175 کامیون مهاجران یهودی را از تمامی خاک اروپا به فرانسه منتقل کردند ،
کنسول کلمبیا در مارسی "ژنرال چیلانو " اقدام به اعطای روادید ورود به
آنها می کرد ، در حالیکه " ادوارد دبرو" وزیر کشور فرانسه هرگز تلاشی
برای مطمئن شدن از صحت وسقم این نوع روادیدها نکرد.
برنامه
مهاجرت سری صهیونیستها به فلسطین تا 14 مه 1948 که بن گوریون تاسیس رژیم صهیونیستی
را رسما اعلام کرد ادامه یافت.
منبع: ندای قدس